![]() |
![]() |
|
| تا شوم مست غزل می گویم تا غزل هست غزل می گویم |
|
اینگونه به آوار غم عادت ندهیدم زین بیش به این وسع کم عادت ندهیدم
تو پنجره بودی و منم پنجره بودم ای کاش که می شد به هم عادت ندهیدم
ای واژه ی غم، واژه ی درد،واژه ی آوار با غربت شعر و قلم عادت ندهیدم
دیوار دلم کاهگل و سست و ضعیف است چون زلزله من را به بم عادت ندهیدم
در فکر تو افتادم و می میرم و ای کاش اینقدر به این شیوه ام عادت ندهیدم
می پرسمت ای عشق چه بودست گناهم شاید به غمت دم به دم عادت ندهیدم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام دی 1390ساعت 13:18 توسط جلال احمدی |
|
|
تا دلی چون نی، نوایی می کند عاشقان را کربلایی می کند
می زند در پرده راه عاشقی نی به سوزش نینوایی می کند
بانگِ هل من ناصرت، دلداده را کم کمک دارد هوایی می کند
ای عجب از آفتاب نینوا باز دارد روشنایی می کند؟
سال ها شد رود پرآب فرات آبرویش را گدایی می کند
آه از خاک غریب کربلا با غریبان آشنایی می کند
رونق آزادگی از نام تو با تو آزادی صفایی می کند
زیر بار ظلم هر کس می رود از تو احساس جدایی می کند
آبروی آدمیزاد " ای حسین" عشق با نامت خدایی می کند |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 15:9 توسط جلال احمدی |
|
|
با بوی تو
مست می شوم گیج می شوم منگ می شوم هر جمعه را به یاد تو دلتنگ می شوم |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم آبان 1390ساعت 20:3 توسط جلال احمدی |
|
|
باز وعده دادی فردا!
امروز هایم را در هوای فردا هایت به انتظار نشستم در این انتظار امروز هایم را گریستم فردا هایم را شکستم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 21:21 توسط جلال احمدی |
|
|
دیوار کشیده اند
بین چشم ها و دست های من با دنیا اما از کدامین روزن از کدامین شکاف آمدی ای عشق که به جز قلب من هیچ دیواری فرو نریخت.... |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 17:38 توسط جلال احمدی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من از تبار باران نیستم
من بارانیم بارن نبارد یا ببارد من خیسم از شبنم اشک |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 |
| پیوندها |
|
پيمان خاصي سيد حميد ستاره جان دخترك تنها مهران مديري سلام همنفس روزهاي پاييزي صداي پاي آب مهسا زهيري الهام حيدري |
|
RSS
|